فرهنگ

 متیو مک‌کانهی: کاش زودتر خرابکاری می‌کردم | می‌خواهم کارهای ماندگاری بکنم

 متیو مک‌کانهی، بازیگر برنده اسکار، می‌گوید سال‌ها طول کشید یاد بگیرد که از خراب‌کاری نترسد.

همشهری آنلاین: متیو مک‌کانهی، بازیگر برنده اسکار، در آستانه دریافت جایزه «افسانه و پیشگام» ورایتی، از میراثی گفت که می‌خواهد از خود به جا بگذارد، از سینما و نقش‌هایی که هنوز برایش مهم‌اند تا تدریس به نسل تازه‌ای از فیلمسازان و بازیگران. اما شاید صریح‌ترین بخش حرف‌هایش درباره چیزی بود که سال‌ها طول کشید تا یاد بگیرد: نباید از خراب کردن ترسید.

مک‌کانهی که بیش از سه دهه در سینما فعال بوده، می‌گوید حالا بیشتر به انجام کارهای ماندگارتر فکر می‌کند: «آیا دارم کارهایی می‌کنم که می‌خواهم ماندگار باشند؟ بله. آیا سعی می‌کنم به جای آتش‌های کوچک، آتش‌های بزرگ روشن کنم؟ بله.» او یکی از بزرگ‌ترین شکل‌های ماندگاری را در فرزندانش می‌بیند. مک‌کانهی درباره سه فرزندش می‌گوید: «وقتی بچه دارید، این شکل واقعی جاودانه شدن است. آنها ادامه پیدا می‌کنند و اینکه چه مقدار از شما را با خودشان جلو می‌برند، مهم است.»

این بازیگر در سال‌های اخیر همزمان با بازیگری، به تدریس در دانشگاه تگزاس نیز پرداخته است. در کلاس «فیلمنامه تا پرده» او تلاش می‌کند دانشجویان را از وسواس برای اجرای مو به موی فیلمنامه رها کند. مک‌کانهی می‌گوید وقتی خودش در اوایل دهه ۱۹۹۰ در مدرسه سینما درس می‌خواند، تصور می‌کرد هرچه در فیلمنامه نوشته شده باید دقیقاً همان‌طور فیلمبرداری شود؛ رویکردی که به باور او می‌تواند مانع دیدن لحظه‌های جادویی شود. او حالا به دانشجویانش می‌گوید: «بگذارید نفس بکشد. این یک اثر هنری زنده است. بگذارید تبدیل شود به چیزی که می‌خواهد بشود.» اما شاید فلسفه آموزشی او در یک جمله خلاصه شود: «همین حالا امتحانش کن. فیلمبرداری کن. دیگر درباره‌اش حرف نزن.»

مک‌کانهی اعتراف می‌کند که خودش هم زمانی از «خراب کردن» می‌ترسیده است، اما حالا آرزو می‌کند مسیر متفاوتی را زودتر انتخاب کرده بود: «به گذشته نگاه می‌کنم و می‌گویم: ای کاش زودتر کارهای مزخرف بیشتری انجام داده بودی. ای کاش بیشتر خراب می‌کردی، خجالت‌زده می‌شدی و دوباره امتحان می‌کردی.»

این نگاه به سال‌های آغازین بازیگری‌اش نیز برمی‌گردد؛ زمانی که در فیلم «مات و مبهوت» ریچارد لینکلیتر بازی کرد. مک‌کانهی درباره ورودش به آن پروژه می‌گوید: «نمی‌دانستم چه کار می‌کنم، اما قطعاً غریزه‌اش را داشتم.» او همکاری با لینکلیتر را یکی از بهترین تجربه‌های حرفه‌ای خود می‌داند و می‌گوید آن فیلم نمونه‌ای کم‌نظیر از همکاری جمعی بود؛ بازیگران در میانه صحنه دیالوگ به او می‌دادند و لینکلیتر او را وارد صحنه‌هایی می‌کرد که حتی در فیلمنامه برای شخصیتش نوشته نشده بود.

مک‌کانهی همچنان همان غریزه را در انتخاب‌های امروزش دنبال می‌کند. از فیلم جدید «رقبای امزایا کینگ» گرفته تا سریال کمدی «برادران» با وودی هارلسون و فیلم نتفلیکس «پوزیتانو»، او می‌گوید بیش از هر چیز به پروژه‌هایی جذب می‌شود که جهان و شخصیت مشخصی داشته باشند. با این حال، شاید مهم‌ترین میراثی که او می‌خواهد منتقل کند نه یک نقش سینمایی، بلکه همین نگاه به زندگی و کار باشد: «برای شغلت حرمت قائل باش. کارت را خوب انجام بده؛ آن وقت بهترین شانس را برای موفق شدن داری.» و برای مک‌کانهی، موفقیت همیشه فوری اتفاق نمی‌افتد. او درباره «میان‌ستاره‌ای» کریستوفر نولان می‌گوید مردم امروز، بیش از یک دهه پس از اکران فیلم، هنوز درباره آن با او صحبت می‌کنند: «گاهی کارها جواب نمی‌دهند، اما ۲۰ سال بعد جواب می‌دهند.»

شاید این همان آتشی باشد که مک‌کانهی از آن حرف می‌زند: کاری که قرار نیست فقط برای امروز روشن باشد، بلکه بتواند سال‌ها بعد همچنان گرما و نور داشته باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا