غذارسانی به سگها با یک ویدئوی وایرال دوباره خبرساز شد| مهربانی یا توهین به مقدسات و تهدید امنیت مردم؟

یک ویدئوی وایرال از غذارسانی به سگهای بلاصاحب، حالا با حاشیهای دیگر خبرساز شده است؛ جایی که در کنار این رفتار، از مداحی مذهبی برای ساخت این قاب استفاده شده و واکنشهای زیادی را بهدنبال داشته. اما پشت این تصاویر بحثبرانگیز، یک سؤال جدیتر هم مطرح است: آیا غذارسانی خیابانی به سگها مهربانی است؟
همشهری آنلاین:یک قاب اینستاگرامی میتواند خیلی چیزها را زیبا نشان بدهد؛ قابلمهای پر از غذا، چند ظرف روی زمین و سگهایی که دور سفرهای خیابانی جمع شدهاند. خانوادهای هم پشت دوربین ایستاده و غذا تقسیم میکند؛ تصویری که قرار است معنای مهربانی داشته باشد و دیگران را هم به تکرار آن دعوت کند. اما چند کیلومتر آنطرفتر از این قابهای مجازی، قصه سگهای بلاصاحب برای بعضی خانوادهها معنای دیگری دارد؛ قصه کودکانی که دیگر نمیتوانند با خیال راحت در کوچه بازی کنند. غذارسانی خیابانی به سگهای بلاصاحب در حالی در شبکههای اجتماعی بهعنوان نشانه مهربانی تبلیغ میشود که در هفتههای اخیر چند کودک در سنندج قربانی حمله سگها شدهاند.
سنندج؛ جایی که زنگ خطر به صدا درآمد
طی همین چند هفتهای که گذشت، سنندج چندبار با یک سؤال تلخ روبهرو شده است: چهکسی قرار است امنیت کودکانی را که در کوچه و خیابان راه میروند تضمین کند؟ قصه از چه قرار است؟ اواخر تیرماه یک کودک ۳ ساله در سنندج بر اثر حمله سگهای بلاصاحب جان باخت، حادثهای که موجی از مطالبه عمومی برای ساماندهی سگهای بلاصاحب را به راه انداخت. گزارشهای منتشرشده این حادثه را در محله کلکهجار سنندج ثبت کردهاند. تلخی این اتفاق زمانی کام همه را گس میکند که چند روز پیش از آن نیز یک دختر ۱۲ساله هنگام بازگشت از کلاس زبان هدف حمله سگهای بلاصاحب قرار گرفته بود. اما قصه به همین حادثه ختم نشد.
در پنجم مرداد هم ۲ کودک ۶ و ۸ساله در سنندج مورد حمله سگهای بلاصاحب قرار گرفتند؛ یکی از آنها بهشدت آسیب دید و تحت چند عمل جراحی قرار گرفت و هردو کودک در مرکز درمانی بستری شدند.
اینها دیگر چند خبر پراکنده نیستند؛ کنار هم که قرارشان بدهیم، تصویر یک مسئله شهری را میسازند؛ مسئلهای که سالهاست میان شهرداری، محیطزیست، دامپزشکی، فعالان حیوانات و شهروندان دستبهدست میشود و هر بار بعد از یک حادثه تلخ دوباره به صدر اخبار برمیگردد.
غذادادن؛ لطف یا دردسر؟
حالا در چنین شرایطی ویدئوهای غذارسانی به سگهای بلاصاحب در فضای مجازی دوباره بحث قدیمی را داغ کردهاند؛ آیا غذادادن به سگهای خیابانی یک رفتار انسانی است یا اقدامی که میتواند نظم طبیعی و شهری را به هم بزند؟ پاسخ کارشناسی برخلاف آنچه در شبکههای اجتماعی سادهسازی میشود، یک «بله» یا «خیر» مطلق نیست.
حسین آخانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر محیطزیست که ۲ سال گذشته هم خود و خانوادهاش بهخاطر مخالفت با غذارسانی به سگهای ولگرد از سوی برخی هواداران سگهای ولگرد تهدید شده بودند، معتقد است باید مانند تمام کشورهای پیشرفته دنیا هرگونه غذارسانی به حیوانات چه اهلی و چه آزاد ممنوع شود.
او با اشاره به اینکه غذارسانی به این سگها موجب افزایش جمعیت آنها در حاشیه شهرها میشود و این افزایش جمعیت از لحاظ بهداشتی و محیطزیستی میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد، گفته سگهای ولگرد بهدلیل تولیدمثل بالا از طرف سازمانهای بینالمللی حفاظت بهعنوان حیوانات مهاجم شناخته شدهاند. حیوانات مهاجم گونههایی هستند که معمولا در محیطهای زندگی انسانی زیاد میشوند و از نظر غذایی به غذاهای انسانی و پسماند وابسته هستند؛ «این حیوانات چه در اکوسیستمهای شهری و چه پیرامون شهری محیط زندگی دیگر موجودات را اشغال میکنند و بهخصوص زمانی که بهصورت جمعی و گلهای درمیآیند به سایر حیوانات حمله میکنند و حیوانات وحشی بزرگجثه و تولههای آنها را در محیطهای طبیعی از بین میبرند.»
این کارشناس محیطزیست تأکید میکند: «اگر میخواهیم لطفی به محیطزیست انجام دهیم باید تا جایی که ممکن است محیطهای امن طبیعی برای حیوانات ایجاد کنیم تا بتوانند زندگیشان را با شرایط امن زیستگاهی تطبیق دهند.»
سهم کودکان رنج است
در دعوای میان حامیان حیوانات و منتقدان سگهای بلاصاحب، یک گروه معمولاً فراموش میشود: کودکان. کودکی که عصر از کلاس برمیگردد، کودکی که در کوچه بازی میکند یا کودکی که همراه مادرش از یک پارک عبور میکند، نه میتواند درباره سیاستهای کنترل جمعیت سگها تصمیم بگیرد و نه میتواند تشخیص دهد یک سگ آرام است یا میتواند در چند ثانیه به او حمله کند.
برای همین خبرهای حمله سگهای ولگرد به کودکان فقط خبر حمله سگ نیستند؛ هشدار درباره مرزهای ازدسترفته میان زیستگاه حیوان و فضای زندگی انسان هستند. مرگ کودک ۳ساله و مصدومیت کودکان ۶، ۸ و ۱۲ساله، فارغ از اینکه علت دقیق رفتار هر سگ چه بوده، یک پیام روشن دارد: مدیریت سگهای بلاصاحب دیگر مسئلهای حاشیهای نیست. درواقع وقتی حیوانات به محل زندگی مردم نزدیک میشوند و تجمع آنها از کنترل خارج میشود، امنیت عمومی هم وارد ماجرا میشود.
مهربانی بدون مسئولیت؟
هیچکس نمیتواند نسبت به حیوان گرسنه بیتفاوت باشد، اما کمک به حیوان هم مانند هر رفتار اجتماعی دیگری نیازمند قاعده است. غذادادن در هر نقطهای، هر ساعتی، با هر حجم غذایی و بدون توجه به محل تجمع سگها لزوماً بهترین شکل حمایت از حیوان نیست. حتی کسانی که با ایده «قطع غذا» مخالفند، از غذارسانی مسئولانه و در محل مناسب و مشخص سخن میگویند، موضوعی که دکتر امید مرادی، متخصص جراحی و بیهوشی دامپزشکی از دانشگاه تهران و رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران نیز در بررسی خود با استناد به توصیههای نهادهای بینالمللی، بر ضرورت غذارسانی مسئولانه تأکید کرده و نه رهاکردن حیوانات گرسنه.
این تفاوت مهمی است، چون اگر قرار باشد میان «حق حیوان برای غذا» و «حق کودک برای امنیت» یکی را انتخاب کنیم، از ابتدا صورت مسئله را اشتباه طرح کردهایم.
شهر باید بتواند هردو را تأمین کند، اما برای این کار، غذادادن باید از حالت فردی و بیضابطه خارج شود و در کنار آن شهرداری و دستگاههای مسئول باید برنامه مشخصی برای کنترل جمعیت، عقیمسازی، واکسیناسیون، جمعآوری حیوانات پرخطر، مدیریت پسماند و جلوگیری از رهاسازی داشته باشند. به اعتقاد فعالان اجتماعی تصویر خانوادهای که برای سگها غذا میپزد شاید در قاب گوشی زیبا باشد؛ اما شهر با قاب گوشی اداره نمیشود. پشت هر سگ یک مسئله زیستمحیطی، بهداشتی، شهری یا اجتماعی وجود دارد و پشت هر کودک، یک خانواده که حق دارد از امنیت او مطمئن باشد. پس شاید مسئله اصلی این نباشد که سگها را دوست داریم یا نه؟ مسئله این است که آیا بلدیم همزمان حیوان را ببینیم، محیطزیست را بفهمیم و امنیت انسان را فراموش نکنیم؟ اگر پاسخ مثبت است، باید از غذارسانی هیجانی و نمایشهای مجازی عبور کنیم و به سمت مدیریت علمی برویم؛ مدیریتی که نه سگها را قربانی بیتدبیری کند و نه کودکان را قربانی بیعملی؛ چون مهربانی وقتی ارزشمند است که مسئولانه باشد. یک ظرف غذا، اگر بدون فکر در گوشهای از شهر گذاشته شود، شاید فقط چند سگ را سیر کند؛ اما اگر مدیریت پشت آن نباشد، میتواند بخشی از یک مسئله بزرگتر باشد؛ مسئلهای که این روزها صدای آن را از کوچههای سنندج و بوستانهای تهران و شیراز و… میشنویم.




