سیاست

ما بیشتر می‌کُشیم؛ جمله‌ای که نقاب دموکراسی را برای همیشه از چهره آمریکا کند

در روزهایی که واشنگتن هنوز داعیه‌دار دموکراسی و حقوق بشر است، وزیر جنگش صریحا می‌گوید «بیشتر می‌کُشیم». این جمله، عصاره حقیقت آمریکایی است که نقاب لیبرالیسم را برای همیشه درید. همان کشوری که مدعی پایان تاریخ بود، امروز خود در باتلاق بحران مشروعیت، نابرابری و افول سیاسی گرفتار آمده است.

به گزارش همشهری آنلاین، ‌بهنام صدقی،‌ روزنامه‌نگار: سالیان سال بود آمریکا خود را مهد دموکراسی، مدافع صلح و قهرمان ارزش‌های آزادی و حقوق بشر معرفی می‌کرد اما رئیس‌جمهور این کشور چهره واقعی را نشان داد و آقای وزیر جنگش هم گفت بیشتر می‌کُشیم! و این «حقیقت آمریکا»ست! کشوری که پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، «پایان تاریخ» را با نظام دموکراتیک خود اعلام کرد. این رویکرد که به شدت توسط مدیریت پشت‌ صحنه صهیونیست‌ها و حلقه‌های قدرت سیاسی-اقتصادی آمریکا پیش برده شد، مدعی بود که نظام «لیبرال‌دموکراسی» آمریکا، بهترین و پایدارترین شکل حکومت است و آینده جهان به سوی جهانی‌سازی این ارزش‌ها پیش می‌رود.

آمریکا، در چند دهه گذشته از طریق ابزارهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی تلاش کرده تا نفوذ خود را به همه جای جهان گسترش دهد و با بهانه حفاظت از «دموکراسی» و «حقوق بشر»، نظام‌های حاکم مغایر با خود را تحت فشار قرار داده و یا سرنگون کند. این کارزار تبلیغاتی گسترده، از تجاوزات نظامی تا تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌های رسانه‌ای را شامل می‌شود. اما واقعیت آن است که افول آمریکا، در عرصه‌های مختلف جهانی، مدت‌هاست که به چشم کارشناسان و تحلیلگران سیاسی آمده است.

روندهایی که این روزها درون خود آمریکا در حال وقوع است، بیش از پیش نشان می‌دهد که آنچه به نام «دموکراسی آمریکایی» جهانی می‌شود، پوشالی و سطحی‌ست. حتی قوانین بین‌المللی و داخلی آمریکا نیز تنها تا جایی رعایت می‌شوند که به نفع قدرت‌ها و منافع آن‌ها باشد. دموکراسی آمریکایی که خود را بر پایه «حاکمیت قانون»، «احترام به حقوق بشر»، «آزادی‌های مدنی» و «شفافیت قدرت» بنا کرد، امروز با بحران‌های متعددی روبه‌روست. اعتراضات گسترده، نابرابری‌های اقتصادی عمیق، تبعیض نژادی، سوء استفاده‌های گسترده قدرت و نفوذ لابی‌ها و شرکت‌های چندملیتی، همه و همه تصویر اتو کشیده و زرق و برق‌دار آمریکا را با واقعیت تلخی مواجه کرده است.

ایالات متحده با وجود تمام ادعاهایش درباره دموکراسی، به شکل مداوم و «سیستماتیک» قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند. نمونه‌هایی همچون تجاوز نظامی بدون مجوز سازمان ملل به کشورهای مختلف، استفاده از تحریم‌های یک‌جانبه به عنوان ابزار فشار اقتصادی و سیاسی و دخالت در انتخابات سایر کشورها، بارها اعتماد جهانی نسبت به ارزش‌های ادعایی آمریکا را خدشه‌دار کرده است. آمریکایی‌ها تا زمانی که قوانین به نفع‌شان باشد، آن‌ را محترم می‌شمارند. این «رویکرد پراگماتیک» به معنای آن است که قانون برایش وسیله‌ و ابزار است نه هدفی مقدس.

این رویه به ویژه در دوران ریاست جمهوری‌های مختلف، از جمله در رویدادهای اخیر، بارزتر شده است. جایی که نهادهای قانون‌گذار و قضایی آمریکا با چالش‌های جدی در برابر اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی مواجه‌اند. وقایع اخیر همچون حوادث پس از انتخابات ۲۰۲۰، آشوب‌های خیابانی و نفوذ گروه‌های فشار، نشان داد که «ساختار دموکراتیک» آمریکا آسیب‌پذیر و شکننده است. این مسائل علاوه بر این که تصویر دموکراسی آمریکایی را مخدوش کرد، زنگ خطری برای تمام جهان است که مبادا این نمونه به عنوان الگو معرفی شود.

آنچه به عنوان دموکراسی و ارزش‌های آمریکایی به جهانیان عرضه شده، در درون خود آمریکا نیز با «بحران مشروعیت» مواجه است. درصد قابل توجهی از شهروندان آمریکایی به نابرابری‌های سیستماتیک، فساد سیاسی و عدم پاسخگویی مسئولان به مطالبات عمومی اعتراض داشته و دارند. کمبود شفافیت در انتخابات، نفوذ مالی در سیاست، تبعیض‌های نژادی و طبقاتی و عدم دسترسی برابر به فرصت‌ها، همگی موجب شد تا اعتماد عمومی به دموکراسی آمریکا کاهش یابد.

این موضوع نشان داد که دموکراسی آمریکا نه تنها برای دیگر کشورها الگو نیست، بلکه خودش نیز در بحران مشروعیت قرار دارد. از شواهد بارز نقض قوانین بین‌المللی توسط آمریکا، تحریم‌های یکجانبه است که علیه کشورهای مستقل اعمال می‌شود. این تحریم‌ها نه تنها آسیب‌های اقتصادی و انسانی گسترده‌ای به مردم کشورهای هدف وارد می‌آورد، بلکه اصول عدالت و حاکمیت ملی را زیر پا می‌گذارد. علاوه بر این، دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در امور داخلی کشورهای دیگر، از جمله حمایت از کودتاها، تغییر رژیم‌ها، مداخله در انتخابات و…، تمامی اصول دموکراسی و «حقوق بین‌الملل» را نقض کرده و می‌کند.

رسانه‌های آمریکا که خود را ستون و «رکن چهارم دموکراسی» معرفی می‌کنند، در عمل به ابزاری برای کنترل افکار عمومی و «تحریف حقیقت» بدل شده‌اند. مالکیت انحصاری رسانه‌ها توسط شرکت‌های بزرگ و نفوذ سیاسی، باعث شده تا اخبار و اطلاعات به صورت گزینشی و با جهت‌گیری‌های خاص ارائه شود. این روند موجب شده تا مردم آمریکا و جهان، به ویژه نسل‌های جوان، از حقیقت‌های پشت پرده دموکراسی آمریکایی آگاه شوند و به طور فزاینده‌ای به سمت دیدگاه‌های انتقادی و بدبینانه نسبت به آن سوق یابند.

با تمام تلاش‌های آمریکا برای تداوم سلطه جهانی خود، تحولات چند سال اخیر نشان می‌دهد که این کشور در حال تجربه یک «افول تاریخی-سیاسی» است. کاهش اعتماد داخلی و جهانی، بحران‌های سیاسی و اجتماعی، شکست در پروژه‌های نظامی و اقتصادی، ظهور قدرت‌های نوظهور جهانی و…، همه و همه نشان می‌دهند که «رویکرد تک‌قطبی» آمریکا دیگر پاسخگو نیست. از این رو، کشورهای مختلف و به ویژه جهان اسلام باید با آگاهی از این وضعیت، از دام شعارهای پوچ و ارزش‌های بدلی آمریکا دوری کنند و به دنبال راهکارهای بومی و مبتنی بر منافع ملی-دینی خود باشند.

جان کلام، دموکراسی آمریکایی که زمانی به عنوان الگوی جهانی مطرح می‌شد، امروز در باتلاق بحران‌های داخلی-خارجی گرفتار آمده و نقض قوانین بین‌المللی، نابرابری‌ها، فساد و سوء استفاده از قدرت، این نظام لجن را بارها در آستانه رسوایی قرار داده است. برای جهان امروز، به‌ویژه کشورهای مستقل و جهان اسلام، درس مهم این است که نباید دموکراسی و ارزش‌های آمریکایی را به عنوان معیار و هدف اصلی تعریف کنند، بلکه باید مسیر مستقل و بومی خود را به جهت توسعه و پیشرفت دنبال کنند. ختم کلام، تشت رسوایی این کشور جهانخوار، مدت‌هاست که از بام‌ افتاده است، اما همه این‌ها در حالی‌ست که اینجا آقایان و روشنفکران ما هنوز هم دربه‌در دنبال مذاکره با این خون‌خواران و جهان‌خوارانند! فلذا شوربختانه باید نوشت و پرسید: «فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ»؟!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا