آمار شگفتانگیز تدوین در سینما | میانگین طول نما در فیلم هر کارگردان چقدر است؟

در بخش عمده قرن بیستم، سینما بر پایه شیوهای کلاسیک از تدوین پیش میرفت که نماها طولانیتر بودند، دوربین با طمأنینه حرکت میکرد و برشها تا حد امکان نامرئی باقی میماندند. اصل اساسی این بود که تدوین باید در خدمت روایت باشد، نه اینکه توجه تماشاگر را جلب کند. اما این قواعد از دهه ۱۹۹۰ به بعد دگرگون ش
همشهری آنلاین: در بخش عمده قرن بیستم، سینما بر پایه شیوهای کلاسیک از تدوین پیش میرفت که نماها طولانیتر بودند، دوربین با طمأنینه حرکت میکرد و برشها تا حد امکان نامرئی باقی میماندند. اصل اساسی این بود که تدوین باید در خدمت روایت باشد، نه اینکه توجه تماشاگر را جلب کند. اما این قواعد از دهه ۱۹۹۰ به بعد دگرگون شد.
جردن رومی در ورلد آف ریل نوشت: به اعتقاد بسیاری از منتقدان، مهمترین عامل این تغییر MTV بود. موزیکویدئوها زبان بصری تازهای را وارد سینما کردند؛ زبانی مبتنی بر برشهای سریع، حرکتهای پرشتاب دوربین و تصاویر اغراقآمیز. آنچه زمانی قالبی چنددقیقهای برای تبلیغ موسیقی بود، کمکم به الگوی فیلمهای بلند هالیوودی تبدیل شد و ریتم روایت سینمای جریان اصلی را برای همیشه تغییر داد. فیلمسازانی مانند الیور استون، باز لورمن، مایکل بی و تونی اسکات از مهمترین چهرههایی بودند که این شیوه را به اوج رساندند. آثار آنها با تدوین برقآسا، دوربینهای بیقرار و هجوم مداوم تصاویر شناخته میشود؛ سبکی که برخی آن را «تدوین MTV» مینامند.
امروز این زبان بصری آنقدر فراگیر شده که حتی کریستوفر نولان نیز در زمره مهمترین نمایندگان آن قرار میگیرد؛ موضوعی که شاید برای بسیاری از علاقهمندان سینمایش غافلگیرکننده باشد. مخاطبان نیز ناخواسته خود را با این ریتم تند وفق دادهاند، زیرا الگوی مصرف تصویر و دامنه توجه آنها در دهههای اخیر تغییر کرده است. البته تدوین پرشتاب همیشه نقطهضعف نیست. گاهی این ریتم عصبی و پرتنش بخشی جداییناپذیر از تأثیر احساسی فیلم است؛ اما در مواردی دیگر، تنها به نمایشی پرزرقوبرق و توخالی تبدیل میشود که یکی از ضعفهای آثار افراطی مایکل بی است.
برخی ریشههای این تحول را میتوان در «ازنفسافتاده» ژان-لوک گدار (۱۹۶۰) جستوجو کرد. با این حال، میان جامپکاتهای گدار و تدوین مدرن تفاوتی اساسی وجود دارد. گدار از این تکنیک برای شکستن قواعد سینمای کلاسیک استفاده میکرد، نه برای بمباران دائمی حواس تماشاگر. فیلمهای او همچنان به گفتوگو، سکوت و شکلگیری شخصیتها فرصت تنفس میدادند.
پژوهشی بر پایه ۱۵ سال شمارش نماها
همزمان با بحثهای فراوان درباره تدوین پرشتاب «ادیسه»، واشی ندومانسکی، تدوینگر عضو انجمن تدوینگران آمریکا (ACE)، بخشی از پژوهش پانزدهساله خود را منتشر کرده است. او طی نزدیک به دو دهه، بهصورت دستی نماهای آثار شماری از فیلمسازان مهم را شمرده و نسبت تعداد نماها به زمان فیلم را محاسبه کرده است؛ معیاری که به آن میانگین طول هر نما (Average Shot Length) گفته میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد زبان بصری سینما همچنان در حال تغییر است و فیلمسازان رویکردهای بسیار متفاوتی نسبت به ریتم تدوین دارند.
از «منطقه مورد علاقه» تا «همهچیز، همهجا، یکباره»
بر اساس دادههای موجود، برخی فیلمهای تحسینشده سالهای اخیر میانگین نماهای بسیار طولانی دارند.
-
«منطقه مورد علاقه» ساخته جاناتان گلیزر، میانگین طول هر نما را به بیش از ۱۰ ثانیه رسانده است.
-
«خون به پا خواهد شد» و «استاد» هر دو ساخته پل توماس اندرسون حدود ۸ ثانیه برای هر نما ثبت کردهاند.
-
«جایی برای پیرمردها نیست»، «روزی روزگاری هالیوود»، و «مرد ایرلندی» نیز بهطور میانگین حدود ۷ ثانیه برای هر نما دارند.
در نقطه مقابل، «همهچیز همهجا به یکباره» (برنده ۷ جایزه اسکار) تنها حدود ۱.۵ ثانیه برای هر نما زمان صرف میکند؛ نمونهای که نشان میدهد حتی میان فیلمهای تحسینشده معاصر نیز تفاوتهای چشمگیری در ریتم تدوین وجود دارد.
نولان؛ آرام در ظاهر، سریع در تدوین
شاید مهمترین نتیجه این پژوهش به کریستوفر نولان مربوط باشد. اگرچه آثار او معمولاً با روایتهای مفصل، فیلمبرداری روی نگاتیو، جلوههای عملی و تولیدهای عظیم شناخته میشوند، اما از نظر سرعت تدوین در میان سریعترین فیلمسازان جریان اصلی قرار میگیرد. بر اساس این دادهها، فیلمهایی مانند «دانکرک»، «تلقین»، «شوالیه تاریکی» و «اوپنهایمر» بهطور متوسط هر حدود سه ثانیه یکبار نما را عوض میکنند؛ آماری که نولان را از نظر ریتم تدوین به فیلمسازانی مانند باز لورمن، مایکل بی و تونی اسکات نزدیک میکند.
این یافته یکی از تصورات رایج درباره سینمای نولان را به چالش میکشد. هرچند فیلمهای او از نظر ساختار روایی پیچیده و گاه تأملبرانگیز به نظر میرسند، اما زبان بصری آنها بر پایه تدوینی بسیار سریع بنا شده است؛ ویژگیای که به باور برخی منتقدان، به یکی از شاخصههای اصلی سینمای جریان اصلی در قرن بیستویکم تبدیل شده است.
در بالای جدولی که مشاهده میکنید، عمدتا کارگردانانی هستند که فیلمهایشان با اکشن پیش میرود و قاعدتا در فیلمهایشان با تدوین سریعتر و طول نمای کمتری مواجه هستیم.
در پایین جدول دو کمدیساز برتر تاریخ سینما، بیلی وایلدر و وودی آلن، حضور دارند که فیلمهایشان به دیالوگهای شخصیتها وابسته است و طبیعتا طول نماها در این نوع فیلمسازی بیشتر است.





