مراقبت در برابر آزار جنسي

اگر کسی را می شناسید که مورد آزار جنسی قرار گرفته است، یا اگر این موضوع در مورد خودتان اتفاق افتاده است، شاید این مطالب به دردتان بخورد.توضیح هایی در مورد:

·        آزار جنسی چیست؟

·        چه کسانی کودکان را مورد آزار جنسی قرار می دهند؟

·        کسی که مورد آزار جنسی قرار می گیرد چه احساسی دارد؟

·        آزار جنسی چه اثری روی رفتار فرد دارد؟

·        با کسی در مورد آزار جنسی صحبت کنید.

·        در مورد احساسی که دارید از کسی کمک بگیرید.

·        درمان چگونه کمک می کند؟

·        منابع و مراکزی برای کمک.

آزار جنسی چیست؟

آزار جنسی فعالیت های مختلفی را شامل می شود مانند:

·        برخی از انواع بوسیدن

·        لمس بخش های محرمانه و خصوصی بدن

·        تجاوز (مجبور کردن کسی به انجام رابطه ی جنسی بدون آنکه خودش تمایلی داشته باشد)

·        مجبور کردن افراد به تماشای مجله ها و فیلم های سکسی(پورنوگرافی)

·        هر عمل دیگری که توسط کودک یا نوجوان آزار محسوب شود

منظور از آزار جنسی،کنجکاوی یا بازی هایی که به عنوان پدیده ای طبیعی در دوران رشد رخ می دهد نیست،مثل وقتی که کودکان و نوجوانان می خواهند راجع به قسمت هایی از بدن یکدیگر اطلاعاتی داشته باشند، یا وقتی با هم قرار می گذارند که با هم بیرون بروند.

کسانی که آزار جنسی می دهند معمولا کسانی هستند که نسبت به کودک یا نوجوان در مقام بالاتری قرار دارند.آنها از این فرصت و موقعیت خود استفاده می کنند تا فرد را وارد فعالیت جنسی کنند.قانون تلاش می کند از امنیت و حقوق کودکان و نوجوانان حمایت کند.وقتی کسی کودک یا نوجوانی را مورد آزار جنسی قرار می دهد قانون را زیر پا می گذارد.

چه کسانی کودکان را مورد آزار جنسی قرار می دهند؟

آزار دهندگان معمولا غریبه نیستند،اغلب اوقات آنها یکی از وابستگان،دوستان خانوادگی، پرستاران کودک، همسا یه ها،کارکنان مدرسه یا حتی گاهی یک گروه هستند.گاهی هم آن ها خودشان نوجوان هستند.مثلا یکی از برادر خواهر ها یا یکی از دوستان آنها.آنها اغلب به طور پنهانی آزار را در مورد چند کودک انجام می دهند.آزار جنسی معمولا توسط مردان انجام می شود اما گاهی هم زنها این کار را می کنند.

کسی که مورد آزار جنسی قرار می گیرد چه احساسی دارد؟

مورد آزار قرار گرفتن احساس هایی در انسان ایجاد می کند.احساس هایی مانند: کثیف بودن، شرمگینی، افسردگی، بی ارزشی،وحشت زده شدن، نگرانی در مورد آزار دادن دیگران، تنهایی، عصبانیت، در فکر خود کشی بودن، خجالت زده شدن، نگرانی در مورد رفتار های جنسی، نگرانی در مورد رابطه داشتن با جنس مخالف (دوست پسر یا دختر)، احساس گناه و منزوی بودن

وقتی بهش گفتم این کار را نکن، گفت: خر نشو. این فقط یه بازیه،منظورت چیه خوشت نمیاد؟من واقعا گیج شده بودم.بعضی وقت ها می گفت: من این کار رو میکنم چون عاشقت هستم.این یه راز بین ما دو تاست، باشه؟من فکر می کردم فقط این کار رو با من می کنه.شاید فقط منم که احساس بدی دارم.شاید همه ی بابا ها همین طور هستند و فقط برای من عجیبه

کسی که دست به آزار جنسی می زند ممکن استکه از خیلی جنبه های دیگر خوب و نازنین به نظر برسد،این موضوع باعث می شود برای دیگران خیلی سخت باشد قبول کنند که او میتواند کسی را مورد آزار جنسی قرار دهد.

می دونم این موضوع الان خیلی احمقانه به نظر میرسه.اما من فکر می کردم کسی که دیگران را از نظر جنسی اذیت می کند همیشه باید آدم وحشتناکی به نظر برسه.فکر نمی کردم آن ها کارهای خوب هم می کنند،مثلا به شما کمک می کنند تکلیف هایتان را انجام دهید،یا برایتان لباس های جدید یا لوازم روزمره تان را می خرند.برای همین یک مدتی طول می کشد تا دوزاری آدم بیافتد

بعضی آزار دهنده ها اعتقاد دارند کاری که انجام می دهند اصلا غلط نیست،آنها ممکن است ادعا کنند تقصیر از کسانی است که مورد آزار و اذیت جنسی آنها قرار گرفته اند.برای همین اشخاصی که مورد آزار قرار می گیرند با احساس های گیج کننده ی زیادی روبه رو می شوند،مثلا فکر می کنند اگر به آزار دهنده نگفته بودند این کار را انجام ندهد یا اگر به هیچ کس موضوع رانمی گفتنددیگر مورد سرزنش قرار نمی گرفتند.خیلی از آزار دهندهها روی سن،بی تجربگی و ترس آدم هایی که برای آزار دادن انتخاب می کنند حساب می کنند تا بتوانند این کار را ادامه دهند.

همه اش وقتی شروع شد که بابام مرد،مجبور بودم همه ی احساساتم رو تو خودم نگه دارم چون مامانم واقعا درگیر بود.او مجبور بود شیفت های بیشتری کار کند تا پول در بیاورد.برادرش شبها از ما مراقبت می کرد، همان موقع بود که شروع شد.او می گفت اگر به مادرم بگویم مامانم حتما داغون می شه.چون همین الان هم خیلی تحت فشاره

به خاطر داشته باشید:

بزرگسالان مسئول مراقبت و حمایت از کودکان و نوجوانان هستند، کودکان مسئول مراقبت از بزرگسالان نیستند.

آزار جنسی چه اثری روی رفتار فرد دارد؟

اذیت و آزار جنسی به مشکلات دیگری هم می تواند منجر شود:

مراقبت نکردن از خود، شب ادراری، مشکل خواب، خواب های بد، فرار کردن از خانه، فراموشکاری، ناتوانی در دوست یابی، مشکلات خوردن، از کوره در رفتن، تمرکز ضعیف، مصرف الکل یا مواد، خود آزاری

قبل از اینکه موضوع رابه کسی بگویم،شبها می ترسیدم بخوابم.حتی وقتی سعی می کردم راجع به اتفاقی که افتاده بود فکر نکنم، باز هم شبها کابوس می دیدم آنقدر خسته بودم که نمی توانستم کارهای مدرسه را انجام دهم و فقط دور خودم می چرخیدم.عین آدم های با خود بیگانه شده بودم،تنها کسی روی زمین که چنین حالی دارد و نمی تواند به کسی چیزی بگوید

همه چیز در درون آدم شکل می گیرد، به خاطر اینکه نمی توانستم کارهایم را انجام دهم به دردسر می افتادم و آخرش هم صندلی را روی سر یکی از بچه ها کوبیدم. به من گفتند اگر این اتفاق دوباره بیافتد اخراجم میکنند،مادرم نمی توانست با این موضوع کنار بیاید، به جایش مجبور می شدم با خود زنی خودم را آرام کنم

من نمیدانستم چه کار کنم؟چون می دانستم همیشه مجبورم به خانه بروم و با او مواجه شوم.فکر می کردم اگر سعی کنم در باره اش فکر نکنم،آن اتفاق را از سرم بیرون بیندازم،شاید طوری بشود که انگار تا به حال اتفاق نیفتاده است.اما چیزهای احمقانه و کوچک موضوع را به یادم می انداختند،باعث می شدند احساس کنم از درون افتضاحم.دوستانم می توانستند حواسم را پرت کنند،و من شروع کردم با بچه هایی که مشکل دارند بیرون بروم،از مدرسه جیم می شدیم،از فروشگاه ها چیز بلند می کردیم،تو خیابان ها ول می گشتیم،چرا این کارها را می کردم؟چون فقط همان لحظه ها بود،همان وقت هایی که کارهای خطرناک می کردم میدانستم که به خانه فکر نمی کنم

بعضی آدم ها فکر می کنند تنها راه کنار آمدن با چیزی که پیش آمده،فرار کردن از خانه است.اگر این اتفاق بیفتد، از طرف آدم هایی که می خواهند از انها سو استفاده کنند خیلی راحت در معرض خطر قرار می گیرند.خیلی آسان آدم به کار های خلاف می افتد.اگر احساس می کنید چنین حالتی دارید،خیلی مهم است که در خواست کمک کنید.

با كسي در مورد آزار صحبت كنيد

سه دلیل مهم وجود دارد برای اینکه درخواست کمک کنید:

·        متوقف کردن آزارها

·        شروع برای غلبه بر آنچه رخ داده است

·        حفاظت از سایر کودکان و نوجوانان

تا دو سال من به هیچ کس در مورد اتفاق هایی که افتاده بود چیزی نمی گفنم.یک جورهایی قبلا سعی کرده بودم این کار را بکنم،یک اشاره هایی می کردم،در مدرسه به یک نفر گفتم” اگر من به شما بگویم کسی که من می شناسم دارد مورد آزار جنسی قرار می گیرد چه اتفاقی می افتد؟” آنها گفتند مجبورند به قسمت مشاوره خبر بدهند،هیچ راهی برای گفتن نمانده بود،نمی خواستم خانواده ام از هم بپاشد، این تقصیر من بود، آخرش چیز هایی گفتم.فقط به این دلیل که شروع کرده بود این کارها را با دختر خاله ام هم انجام دهد.”

در میان گذاشتن موضوع آزار جنسی با دیگران ممکن است خیلی دشوار باشد و ترسناک به نظر برسد.ممکن است بترسید اگر موضوع را بر ملا کنید چه اتفاقی می افتد؟یا اینکه کسی حرف شما را باور نکند(اگر کسی باور نکرد تسلیم نشوید، به یک نفر دیگر بگویید).

گاهی خوب است چیزیراکه می خواهید بگویید اول روی کاغذ بنویسید،اگر خیلی برایتان سخت است با کسی که می شناسید حرف بزنید،می توانید به خطوط کمک تلفن بزنید.آنها می توانند توصیه های خیلی خوبی در مورد نگرانی های شما انجام دهند.اگر دلتان نمی خواهد،لازم نیست اسمتان را پشت تلفن بگویید و می توانید به همان اندازه که دوست دارید به آنها اطلاعات دهید.این کار اولین قدم برای این است که متوجه شوید چه کسی می تواند از شما حمایت کند.مثلا معلم، دوست، مشاور، دکتر،مامور پلیس، مددکار اجتماعی، مربی بهداشت.

وقتی به مرکز مشاوره زنگ زدم خیلی طول کشید تا توانستم صحبت کنم،خوبی اش این بود که آنها نمی توانستند صورت من را ببینند،بنا بر این من را شناسایی نمی کردند،آنها واقعا صبور بودند و به من کمک کردند بتوانم چیزهایی را که می خواهم بگویم،و کمک کردند تصمیم بگیرم چه کاری باید انجام دهم، وقتی پای پلیس و مراجع قانونی به ماجرا باز شد، با این که احساس می کردم هیچ کسی را ندارم اما آنها باز هم به من کمک کردند.”

اگر شما مورد آزار قرار گرفته اید یا کسی فکر می کند شما دارید اذیت می شوید،ممکن است تحقیق بیشتری لازم باشد.در این موارد برخی افراد مثلا مددکار اجتماعی، دکتر یا پلیس سعی می کنند بفهمند چه اتفاقی افتاده است تا بتوانند تصمیم بگیرند بهترین کار برای کمک و حمایت از شما چیست؟اگر با مرکزی تماس گرفته اید ممکن است آنها هم بخواهند با شما تماس بگیرند.بعضی ها نگرانند مسئله را با دیگران در میان بگذارنند.ممکن است فکر کنند گیر پلیس می افتند یا به خاطر اینکه مورد آزار جنسی قرار گرفته اند تنبیه می شوند.اما این موضوع صحت ندارد.این دوره، دوره ی ناراحت کننده ای است،اما یادتان باشد آدم هایی وجود دارند که به شما کمک می کنند.هر اتفاقی بی افتد،حتی اگرشخص آزار دهنده را بگیرند و به دادگاه ببرند و محکوم کنند، باز هم شما مسئول اتفاق هایی که می افتد نیستید.

در مورد احساسي كه داريد كمك بگيريد

این که موضوع را با دیگران مطرح کنید؛به تنهایی احساسات ناراحت کننده ی شما را از بین نمی برد.گاهی وقت ها فکر می کنید بهتر بود که به هیچ کس ماجرا را نمی گفتید.

بار ها و بارها فکر می کردم کاش گفته هایم را پس می گرفتم،می گفتم همه چیز دروغ بوده است،خودم هم نمی خواستم باور کنم جریان واقعی بوده است.من فقط می خواستم خانواده ام به حالت طبیعی باز گردد.من همه ش فکر می کردم خیلی آسان تر است که وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده است

برای بعضی ها خیلی مفید است با کسی صحبت کنند که برای درک احساسات آدم هایی که مورد اذیت جنسی قرار گرفته اند آموزش دیده است، و می داند چه طور باید کمک کند.چنین فردی می تواند یک روانشناس، یک روان درمانگر،یک روانپزشک یا مشاور باشد.معنی این جمله این نیست که شما دچار جنون شده اید یا دیوانه هستید.

ممکن است شما تمایل داشته باشید در مورد اتفاق‌هایی که افتاده، به تنهایی یا در میان گروهی از افراد که تجربه‌های مشابهی دارند صحبت کنید. گاهی به نظر خانواده‌ها خیلی مفید است که دسته جمعی با یک متخصص صحبت کنید. نوع درمان پیشنهادی بستگی دارد به این که چه اقدامی ضرورت دارد و یا مورد نظر و خواست شماست.

«گروه خیلی مفید بود. تازه می‌فهمی که این موضوع برای دیگران هم اتفاق افتاده اما قبلاً شما فکر می‌کردید فقط خودتان هستید که چنین احساسی پیدا کرده ‌اید. وقتی می‌فهمید این طور نبوده کمتر احساس غیرعادی بودن می‌کنید. گروه به من کمک کرد بفهمم این من نیستم که باید خجالت بکشم، این اوست که باید از کارش شرمنده باشد. شما می‌فهمید همیشه وقتی اتفاقی برای مردم می‌افتد خودشان تقصیری نداشته‌اند، و گروه به شما کمک می‌کند متوجه شوید تقصیر شما هم نبوده است».

درمان چگونه کمک می‌کند؟

نوجوانانی که تصمیم گرفته‌اند نوعی درمان یا مشاوره را بپذیرند می‌گویند که در نتیجه درمان احساس مثبت‌تری نسبت به زندگی پیدا کرده‌اند. کمتر احساس افسردگی و نگرانی می‌کنند، احساس بهتری از خودشان دارند و بیشتر می‌توانند کارهای معمولی زندگی مثل تکالیف مدرسه را انجام بدهند.

«خوب، وقتی گفتم چه اتفاقی افتاده، آنها از وحشت از اتاق فرار نکردند. مطمئن نبودم چطور مسئله را حلاجی کنم، بنابراین موضوع را با شوخی برگزار کردم. آنها کاملاً جدی به نظر می‌رسیدند، آنطور که من فکر می‌کردم شوخی و مسخره بازی در نیاوردند. در واقع این حالت آنها خیلی به من کمک کرد، جدی بودن آنها باعث شد من هم موضوع را جدی بگیرم، و بعد احساسی را که در مورد خودم داشتم جدی بگیرم. درمان به من کمک کرد با احساسم کنار بیایم و بفهمم این تمام زندگی من نیست، بهتر توانستم در مدرسه فعالیت کنم و موفق شدم با زندگی کنار بیای.»

منابع و مراکزی برای کمک

·        خطوط تلفن بهزیستی

·        خطوط تلفن سازمان حمایت از حقوق کودک

·        درمانگاه‌های بیمارستان‌های روانپزشکی دانشگاهی

·        مطب‌های روانپزشکان

·        مراکز مشاوره معتبر

دکتر زهرا شهریور

فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان

هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

اشتراک گذاری در:

تبادل نظر

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz