حذف رشته علوم انسانی از مدارس عادی - صفحه ایران

حذف رشته علوم انسانی از مدارس عادی

آنچه که مدیر کل آموزش و پرورش در نشست خبری چند هفته پیش به آن اشاره کرده اند در خصوص حذف رشته علوم انسانی از مدارس عادی از سال آینده، می تواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد.

آنچه که مدیر کل آموزش و پرورش در نشست خبری چند هفته پیش به آن اشاره کرده اند(۱) در خصوص حذف رشته علوم انسانی از مدارس عادی از سال آینده، می تواند نظرات مثبت و منفی و انتقادات خاص خود را به دنبال داشته باشد و می تواند بستری باشد برای بحث پیرامون این موضوع که چه می شود که یک نظام آموزشی تصمیم به حذف یک دوره از رشته های آموزشی مدارس می گیرد و البته جایگزین آن را هم در مدارسی به نام فرهنگ که می توان گفت تا حدی نیمه دولتی هستند قرار می دهد تا هر کسی تمایل داشت به این مراکز مراجعه کند مراکزی که قرار است علوم انسانی به شیوه اسلامی در آن ها آموزش داده شود.
حال جدا از درست یا اشتباه بودن این تصمیم و اینکه اصلاً و اساساً هدف از این کار چیست و آیا واقعاً طبق آنچه بیان شده دانشگاه ها به لحاظ رشته علوم انسانی اشباع شده اند و دیگر ظرفیتی برای پذیرش در این رشته ها ندارند که البته این امری به نظر غیرمنطقی می آید چرا که با افزایش تعداد دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در سراسر کشور و در نقاط دور و نزدیک دیگر به نظر نمی رسد مشکلی به لحاظ کمبود فضاهای آموزشی و صندلی خالی برای دانشجویان در هر رشته ای وجود داشته باشد، آنچه اینجا مطرح است و قابل بررسی این است که اغلب منابع درسی در حوزه علوم انسانی ترجمه کتب و مقالات است و منابع داخلی هم با اینکه تعدادشان کم نیست ولی کاملاً جوابگوی نیاز دانشجویان و دانش آموزان نخواهد بود. مطمئناً برخی از آن منابع ترجمه شده هم می تواند در جای خود در تشکیل ساختار فکری دانشجویان در آن زمینه خاص مفید باشد.

یقیناً همه می دانیم که از شاخصه های یک ذهن پویا و فعال این است که در رویارویی با آراء و نظرات مختلف و گاهاً متضاد بتواند با توجه به پایه های فکری و اساس نظری خود دست به انتخاب بزند و بهترین را برای مطالعه و تحقیق انتخاب کند چرا که اگر چنین باشد دانشجو نقاط ضعف و قوت را در کنار هم و با هم می بیند و می شناسد

موضوعی که  برای همه کاملاً روشن است این است که علوم انسانی مجموعه علوم و دانشی است که جهت پرورش جنبه های انسانی و ارتقای کرامت و جایگاه انسان در جامعه و نظام آفرینش طراحی شده است و مجموعه این علوم به انسان کمک می کند که هر چه بیشتر به ابعاد فرامادی و متافیزیکی توجه کند حال در این میان اگر کتب و مقالاتی هست که ممکن است ذهن دانشجویان را از هدف اصلی خود که توجه به ابعاد معنوی است منحرف سازد به نظر می رسد بهتر باشد که دانشجو و یا دانش آموز در سر کلاس درس با تضارب آراء و برخورد با نظرات متضاد که موافق و مخالف را یکجا در خود جای داده است، خود تصمیم به پذیرش یا رد آن بگیرند یعنی بد و خوب در کنار هم باشد و این دانشجو باشد که با نظام فکری که از قبل در یک جامعه اسلامی برایش ایجاد شده قوه تشخیص حق و باطل را داشته باشد نه اینکه یک عده ای به سلیقه و پسند خود درسی را که به نظرشان غیر مفید می آید و احیاناً باعث انحراف، حذف کنند و یک پَک فیلتر شده و دارای جهت گیری خاص در اختیار دانش آموز و دانشجو بگذارند و بگویند این علوم انسانی ای است که تو باید بیاموزی .
اینجا اصلاً بحث خوب و بد بودن این روش مطرح نیست بحثی که در حال حاضر ضرورت بررسی دارد درنظر گرفتن تمام جوانب یک تصمیم است که مسئولان ذیربط قبل از اقدام به هم آن توجه کنند و اگر توفیقات احتمالی بر آسیب های آن برتری داشت آنگاه با خیالی آسوده اقدام به عملی نمودن آن نمایند.
یقیناً همه می دانیم که از شاخصه های یک ذهن پویا و فعال این است که در رویارویی با آراء و نظرات مختلف و گاهاً متضاد بتواند با توجه به پایه های فکری و اساس نظری خود دست به انتخاب بزند و بهترین را برای مطالعه و تحقیق انتخاب کند چرا که اگر چنین باشد دانشجو نقاط ضعف و قوت را در کنار هم و با هم می بیند و می شناسد و آگاهانه خط فکری خود را روشن می کند اما اگر علوم و معارف از قبل توسط برخی اساتید، انتخاب و گزیده شده باشد و به نوعی دارای جهت گیری فکری خاصی باشد آنگاه دانش آموز و دانشجو دیگر برایش راه انتخاب وجود ندارد یک نسخه پیش رویش است و به اجبار همان را باید مورد مطالعه قرار دهد.
اگر دغدغه ای که این موضوع را مطرح کرده است دغدغه دینداری باشد در جای خود بسیار ارزشمند  و مهم است و هر جامعه ای به فراخود دین و آئینش سعی در حراست از آن در مقابل فرهنگ های متضاد و متقابل دارد ولی ما در زمان ائمه بزرگوار هم که مجلس درس و کتابت داشتند این را شنیده ایم و خوانده ایم که دانشمندان از بلاد دیگر با خطوط فکری و ایدئولوژی های متفاوت را به حضور می پذیرفتند و برای همه آنها از بحر وسیع دانش قطره ای معرفت می نوشاندند که همان یک قطره یک عمر سیراب شدن را کفایت می کرد، اما اگر موضوع پیرامون هدف دیگری مطرح گردیده چه بهتر که با شفاف سازی آن و سنجیدن جوانب آن و جمع آوری نظرات مخالف  وموافق و شنیدن دلایل هر یک دست به انتخاب یک راه و تصمیم بگیرند آن هم تصمیمی به این اندازه مهم و سرنوشت ساز که با طراحی ساختار فکر واندیشه یه جامعه سروکار  دارد جامعه ای که تاریخ از سابقه اش در علم آموزی در پهنای گیتی به افتخار سخن می گوید.
کلام آخر اینکه ما اگر قرار باشد همه راه ها را ببندیم و فقط یک راه را باز بگذاریم و همه مجبور باشند از همان یک راه به مسیر خود ادامه دهند بهتر است ؟ یا اینکه راههای گوناگون باشد و عده ای که قرار است راه خود را انتخاب کنند قبلاً در یک سیستم آموزشی سالم و پربار طوری پرورش یافته باشند که  در موقع انتخاب بهترین را برگزینند که اگر اینطور باشد یقیناً فضای فکری جامعه به سمتی خواهد رفت که راه برای عرضه علوم و فنون مختلف و احیاناً متضاد باز خواهد شد و هرکسی به فراخود دانشی که دارد سعی در مجاب کردن عده ای دیگر خواهد کرد و کرسی های آزاداندیشی بهتر و پربارتر برپا خواهد شد و تقویت آراء درست با محک توانایی علمی در به اثبات رساندن اندیشه سالم اتفاق خواهد افتاد.

اشتراک گذاری در:
کلمات کلیدی :

تبادل نظر

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz