تفاوت دین و مذهب

تفاوت دین با مذهب این است که دین یک معنای جامع دارد و مذهب تفسیرهای مختلف و اصول آن را تبیین می‏کند، یعنی خطوط کلی در فرقه‏های اسلامی یکی است. ولی در اصول و احکام، اختلافاتی وجود دارد و یا بعضی از بخش‏های دین حذف گردیده است.(۱) پیامبر اسلام دین خدا را به صورت کامل بیان فرمودند و پس از ابلاغ ولایت، خداوند اعلام فرمود: امروز دین خود را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام نمودم(۲). پس دین مجموع تعالیم آسمانی است که از سوی خداوند توسط پیامبران گفته شد. اما مذهب که به معنای راه و طریقه و آیین هم آمده، این است که میان پیروان یک دین، به خاطر اندیشه‏های ویژه، یا برداشت و تفسیر خاص و… گروهی خود را از دیگران جدا می‏کنند. اختلاف برداشت اگر در بعد اعتقاد باشد از آن به مذهب یا مذاهب کلامی یاد می‏کنند. اگر در بخش احکام عملی باشد از آن به مذهب یا مذاهب فقهی یاد می‏کنند. همه مذاهب وابسته‏ به یک دین، اصول آن دین را می‏پذیرند و در این جهت با یکدیگر مشترکند. برای واضح شدن مطلب و فرق بین دین و مذهب دو مثال می‏آوریم: ۱- دین مسیحیت عبارت است از مجموعه‏ تعالیم حضرت مسیح (ع)، پیروان این دین به علل مختلف به سه مذهب تقسیم شده ‏اند: کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان. ۲- دین اسلام، عبارت است از مجموعه تعالیمی که حضرت محمد (ص) از طرف خداوند برای هدایت انسانها آورده است. مسلمانان به علل مختلف به گروه‏ها و مذاهب فقهی مختلف تقسیم شده ‏اند، مانند: مذهب جعفری، مذهب حنفی، مذهب حنبلی، مذهب شافعی و مذهب مالکی. حال بعد از این مقدمه می گوییم : قرآن متن وحیانی دین و مهم ترین منبع شناخت آن است. در آیات قرآن محکم و متشابه داریم و متشابهات می تواند وسیله ای در دست فتنه انگیزان برای گمراه کردن باشد. تا زمانی که رسول خدا در قید حیات بودند،با تفسیر حق و باطل کردن تفسیر های باطل، هدایتگری را تحقق بخشیده و مانع گمراه گری می شدند؛ ولی با وفات ایشان تفسیرهای مختلفی از اصول دینی رواج یافت، حال آیا مفسری از جانب خدا و توسط ایشان معرفی شده یا نه؟ اگر مفسری معرفی نشده باشد، هر کس باید به قرآن و سخنان پیامبر رجوع کرده و به فهم خود عمل کند. طبیعی است که فهم ها مختلف و گاه متضادند و هیچ فهمی را نمی توان تخطئه کرد. هیچ فهمی (به شرط نبودن قصور و تقصیر) باطل نیست و فهم ها و مذاهب مختلف پیدا می شود؛ زیرا مذهب چیزی جز فهم فرد بنیان گذار مکتب، از دین نیست. مذهب کلامی -فقهی شیعه فهم امام علی و فرزندان او از قرآن است. مذهب کلامی معتزلی، فهم واصل بن عطا و شاگردان او ؛ مذهب کلامی اشاعره فهم اشعری و شاگردانش؛ مذهب فقهی مالکی فهم مالک بن انس و… می باشد. اگر پیامبر فرد خاصی را تعیین نکرده باشد هیچ کدام از مذاهب و فهم و تفسیر های بالا باطل نبوده و همه برای معتقدانش جایز و حجت می باشد. اصولاً باطل معنا پیدا نمی کند. مگر در تفسیر ها ی بی حساب و کتاب و مخالف با نص صریح قرآن. اگر امر این گونه باشد، بر خلاف هدف عمل شده، زیرا دین برای رفع اختلاف و تعیین حق آمده و حق هم یکی بیش نیست، از این رو در عصر پیامبر هر تفسیری که با تفسیر پیامبر منافات داشت بی اعتبار و باطل بود. بعد از پیامبر هم باید به همان راه حق و یگانه راهنمایی شود و باید معیاری برای شناخت دین و رفع اختلاف باشد. مراجعه به تاریخ پیامبر و سنت ایشان نشان می دهد آن حضرت به امر خدا مفسر دین و قرآن و حل کننده اختلاف را تعیین فرموده، موظفیم به تفسیر او گردن نهیم و تفسیر های دیگر، تفسیر های غیر مجاز هستند و هیچ حجت و دلیلی بر پیروی از آنها نیست. پیامبر در حدیث متواتر ثقلین(۳) علی بن ابیطالب و فرزندان معصومش را به عنوان مفسر دین و قرآن معرفی فرمود. ما باید پیرو تفسیر آنان از قرآن و سنت پیامبر یعنی شیعه باشیم. تفسیر های دیگر تا آنجا که با این تفسیر همراهند، حق بوده و آنجا که غیر این تفسیر باشند،باطلند. بنا بر این مذهب یعنی تفسیری که از میراث پیامبر می شود و ملاک عمل می گردد. بعد از پیامبر باید به عالمان میراث او رجوع کرد و تفسیر و فهم عالمان را ملاک عمل ساخت. اگر عالمان اجازه تفسیر داشته و ما مجاز به پیروی از آنان باشیم، می شود مذهب حق، اما اگر نه آنان جواز تفسیر و نه ما جواز پیروی داشته باشیم ،می شود مذهب باطل. به عقیده ما مذهب تشیع چیزی جز تفسیر صحیح از اسلام نیست ؛ بنابراین مذهب شيعه عین دين اسلام می باشد و اين سوال كه آدم ديني خوبي باشيم خوب است يا آدم مذهبي؟ سوالي اشتباه است. آدم ديني يعني كسي كه از تفسير صحيح دين تبعيت مي كند، بنابراين چنين فردي كسي است كه از مذهب حق ( كه همان تفسير صحيح از آموزه هاي ديني است ) تبعيت مي كند، پس هم آدم ديني خوبي است و هم آدم مذهبي. انسان ديني بودن بدون اينكه داراي مذهبي خاص در تفسير از دين باشد به معني اين است كه فرد اصلا آدم ديني نيست. چرا كه دين چيزي نيست جز تفسيرهاي صحيح كه ائمه دين ازآن مي كنند. و كسي كه هيچ تفسيري از دين ندارد، هيچ تبعيتي هم از دين نخواهد داشت. نكته آخر اينكه نماز و روزه و حج و ديگر مواردي كه در بيان كرديد جداي از مسائل انساني و عقلي و اجتماعي و… كه در قرآن آمده است نمي باشد. همه شاخه هاي متعدد دين اسلام را تشكيل مي دهند. هر ديني و بالخصوص دين اسلام از بخش هاي مختلف تشكيل شده است كه مجموعه اين بخشها عبارت مي شود از دين اسلام. ۱- بخش اعتقادي و فكري ۲- بخش عملي و حقوقي ۳- بخش اخلاقي نماز و روزه و حج و …. عبارت از بخش عملي دين است و پرداختن به مسائلي مانند اثبات خدا و توحيد و صفات او و راه شناسي و راهنما شناس و انجام شناسي ، بخش اعتقادي و فكري دين اسلام را تشكيل مي دهد و توصيه هاي اخلاقي و نشان دادن رذائل و فضائل نفساني هم بخش اخلاقيات را تشكيل مي دهد. دين اسلام مجموعه همه اين بخش ها است و بر اين اساس نيز قرآن كريم به عنوان اصلي ترين منبع دين اسلام به همه اين موارد پرداخته است و هر كدام را بدون ديگري ناقص مي داند. هر جائي از ايمان سخن مي گويد از عمل صالح نيز سخن به ميان مي آورد و هر دوي اينها را بدون اخلاق ، ناقص و ابتر مي داند. بنابراين اينگونه نيست كه دين اسلام خالي از اين اعمال باشد و اين گونه مسائل در مذهب آمده باشد . چرا كه همانگونه كه بيان شد فرقي بين دين و مذهب به غير از اين كه مذهب تفسير دين مي باشد ، وجود ندارد. نه آنكه دين فقط به مسائل فكري پرداخته باشد و از توصيه هاي رفتاري و احكام عملي خالي باشد و مذهب متكفل اين گونه امور باشد. نكته پاياني اين كه:‌ هر چند اصول دين اسلام تقليدي نبوده و هر فردي خود بايد به يقين و اطمينان در صحت آن اصول برسد و از تقليد و پيروي عقائد ديگران پرهيز كند. لكن اين به معناي اين مطلب نيست كه ورود در مسائل غامض و مهم فكري فلسفي و ديني، بدون تخصص براي همه جايز است و هر كس با هر مطالعه اي كه در هر زمينه اي داشته باشد مي تواند به اين مهم اقدام كند و به نتيجه صحيح هم برسد. يكي از دلائل به وجود آمدن مذاهب و فرقه هاي گوناگون در اديان مختلف ،‌ورود افراد نااهل و غير متخصص در امور غامض و مهم و عميق ديني و فكري بدون تخصص خاص داشتن در آن مورد است. اشتباه آقاي مرحوم دكتر شريعتي نيز در اين گونه مسائل اين نكته بوده است كه ايشان بدون داشتن تخصص لازم در امور ديني اقدام به تفسير و تحليل در اين موارد پرداخته است. بله ايشان در جامعه شناسي فردي متخصص و صاحب فكر بود. ولي اين دليل نمي شود در مسائل فكري ديني نيز كه به نوبه نياز به تخصص دارد وارد شده و اظهار نظر نمايد.

 

منابع جهت مطالعه بیشتر: ۱- ختم نبوت، و مقدمه بر جهان بینی، ص۱۶۵، مرتضی مطهری. ( از اين لينك مي توانيد دريافت كنيد http://www.aviny.com/library/motahari/index.aspx ) 2- المیزان، ج۵، ص۳۵۰، علامه محمد حسین طباطبایی.( از اين لينك مي توانيد دريافت كنيد http://www.ghadir.ca/content/view/201/96/ ) 3- آشنایی با علوم اسلامی، کلام و عرفان، مقدمات کتاب، مرتضی مطهری. ( از اين لينك مي توانيد دريافت كنيد http://www.aviny.com/library/motahari/index.aspx ) پی نوشت : ۱٫ رك:‌ مبلغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب جهان ، تهران ، نشر منطق، بيتا،‌ ج ۱،‌ مقدمه ( بخش معني مذهب و فرق آن با دين ) ۲٫ مائده (۵) آیه۳٫ ۳٫ ر.ك: سيد شرف الدين عاملي ، المراجعات ، قم ، مجمع العالمي لاهل بيت عليهم السلام ، ۱۴۲۶هـ.ق، ص ۶۶-۶۷٫

اشتراک گذاری در:
کلمات کلیدی :

تبادل نظر

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz

لینک های ویژه | بک لینک شما در اینجا
  • هاست دانلود ایران
  • خرید هاست
  • هاست دانلود
  • هاست ایران
  • کوتاه کننده لینک