آداب و رسوم عروسی در ایران ، از خواستگاری تا ماه عسل

خواستگاری یا خوازه گری به معنی پیشنهاد ازدواج است. در برخی گویش های فارسی مانند گویش همدانی، و گویش لکی خوازمنی هم گفته می شود. در اسلام؛ خواستگاری از اشخاصی که امکان ازدواج را به لحاظ شرعی ندارند، ممنوع است. برای مثال زن شوهردار، زنی که به دلیل رابطهٔ خویشاوندی نزدیک ازدواج با او حرام است و زنی را که در عدهٔ رجعیه است، یعنی شوهرش او را طلاق قابل رجوع گفته و او در عدهٔ پس از طلاق است، نمی‌توان خواستگاری کرد. در مورد امکان خواستگاری زن در عدهٔ طلاق بائن (غیرقابل رجوع) و وفات، نظرات مختلف است. بعضی گفته‌اند خواستگاری به کنایه (و نه با صراحت) جایز است. کودکان را هم می‌توان از ولی آن‌ها (پدر و جد پدری) خواستگاری کرد، چون حق به ازدواج درآوردنشان با ایشان است. با اینکه در عرف مسلمانان خواستگاری از سوی مردان انجام می‌گیرد. منعی برای خواستگاری زن از مرد وجود ندارد. همچنین در مرحلهٔ خواستگاری و برای تصمیم‌گیری ازدواج می‌توان برخی مقررات حجاب اسلامی را رعایت نکرد. برای مثال به صورت، دستان و موهای او نگریست.

نامزدی دورانی است که پس از توافق دو نفر برای ازدواج در آینده آغاز می‌شود. قرارداد نامزدی موجب پیدایش یک تعهد اخلاقی، نوعی نسبت خویشاوندی و آثار حقوقی می‌شود.

قواعد راجع به نامزدی در مواد ۱۰۳۵ تا ۱۰۴۰ قانون مدنی آمده و از مواد ۹۰ تا ۹۵ قانون مدنی سوئیس الهام گرفته است. به موجب این مقررات نامزدی یک عقد جایز است و هر یک از دو طرف می‌توانند آن را فسخ کرده و از ازدواج صرفنظر کنند. با این حال در صورتی که شخصی نامزدی را بدون علت موجهی بر هم زند، شخص دیگر می‌تواند مخارج متعارفی را که برای ازدواج متحمل شده از او مطالبه کند. همچنین درصورت برهم‌خوردن نامزدی، هر یک از دو شخص و والدین آن‌ها می‌توانند هدایایی را که در دوران نامزدی به یکدیگر داده‌اند باز پس گیرند.

حنابندان یکی از آداب و رسوم عروسی در نزد اقوام ایرانی می باشد. جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می‌باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به طور رسمی در خانه پدری برگزار می گردد. در زمان های نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می شد رنگ می کردند و این آیین همچنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست. «حنا از جنت است» و اثری از بهشت و نشانه‌ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

پاتختی از مجالسی پس از مراسم عروسی است که در بسیاری موارد بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می‌شود که با شرکت نزدیکان عروس و داماد همراه می‌باشد. پاتختی جشنی است که روز بعد از عروسی می‌گیرند و عروس را بر تخت «صندلی» می نشانند و دوستان و کسان عروس و داماد برای آنها هدیه می‌برند.

شب زَِفاف اصطلاحی است که یا به اولین شب پس از ازدواج، (به ویژه در صورتی که آن شب، عروس و داماد با یکدیگر هم‌بستر شوند) و یا نخستین تجربه آمیزش جنسی واژنی گفته می‌شود.

با ورود عروس و داماد به اتاق حجله، شب زفاف رسماً آغاز می‌شود. از قرن سیزدهم و تا پنجاه سال گذشته در تهران و بسیاری از شهرهای ایران، رسم بر این بود که عروس و داماد تا سه روز، دراتاق تنها باشند و فقط برای حوائج ضروری از اتاق خارج شوند.ازاله پرده بکارت عروس توسط داماد در این شب اتفاق می‌افتاد. در گذشته اگر داماد نمی‌توانست در این شب موفق به رفع پرده بکارت دختر شود، اقوام عروس و حتی خود داماد، اصطلاحاً او را پشت در مانده می‌خواندند و سرزنشش می‌کردند. در شکل سنتی این رسم، یکی از کسان عروس، موظف بود در شب زفاف نزدیک حجله بماند و پس از نزدیکی مدرک بکارت که دستمالی خونی بود را جمع آوری و به برخی زنان، همچون مادر داماد نشان دهد. به طور کلی پزشکان توصیه می‌کنند در هفته‌های اول ازدواج برای آمیزش جنسی پافشاری نشود، مگر آن که ابراز تمایل عروس وجود داشته باشد. به ویژه در شب اول ازدواج که هر دو خسته و پر استرس هستند اجباری به این کار نیست. همچنین توصیه می‌شود کسی پشت در اتاق عروس و داماد نرود.

ماه عسل مراسمی است که در آن عروس و داماد تازه ازدواج کرده، مدتی را در قالب تعطیلات یا سفر با هم می‌گذرانند. هدف از ماه عسل، سازگاری و هماهنگی عروس و داماد با هم است و به یک ماه اول پس از ازدواج که زوج‌ها در ملایمت و خوشی هستند نیز اطلاق می‌شود.

حدود چهار هزار سال پیش در بابل باستان رسمی بوده است که بر پایهٔ آن، پدر عروس برای داماد نوعی نوشیدنی شیرین که از عسل تهیه می‌شده می‌داده و از این رو به ماه نخست پس از ازدواج ماه عسل می‌گفتند.در کتاب سفر تثنیه ۲۴:۵ آمده‌است: «مردی که تازه ازدواج کرده‌است، نباید به خدمت سربازی برود یا وظایف دیگر اجتماعی به عهده او گذاشته شود. او باید برای مدّت یک سال معاف باشد تا در خانه بماند و همسرش را خوشحال کند.» در فرهنگ غرب، رسم مسافرت‌رفتنِ عروس و داماد پس از ازدواج، در اوایل سدهٔ ۱۹ میلادی در انگلستان باب شد، که خود برگرفته از رسم برگزیدگان هندی در شبه‌قارهٔ هند بوده است.

بختیاری

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند. در مراسم همه ایل شرکت می‌کنند و خود را در شادی و سرور سهیم می‌دانند. در این هنگام توشمال‌ها شروع به نواختن آهنگ‌های محلی می‌کنند و مجلس شور و حال دیگر به خود می‌گیرد. جوانان ترکه بازی می‌کنند و به سوارکاری می‌پردازند و تا وقت نهار، انواع رقص‌ها و بازی‌هایی را که بین بختیاری‌ها متداول است، انجام می‌دهند. قبل از حرکت عروس مقداری قند در دستمالی می‌پیچند و آن را به کمر دختر می‌بندند و عروس را روی زین اسب می‌نشانند و جلوی او بر روی اسبی، پسر بچه ۸ یا ۹ ساله‌ای را می‌نشانند. در بین راه به طرف خانهٔ داماد بازی مخصوص عروسی به نام سرانداز شروع می‌شود. به این صورت که یکی از سواران همراه عروس و در بعضی طایفه‌ها خود داماد، دستمالی را که روی سر عروس است می‌رباید و دیگر سواران به دنبال او اسب می‌تازند تا دستمال را از رباینده بازپس بگیرند. باید دانست که نگاهداشتن دستمال تا آخر بازی برای رباینده افتخار محسوب می‌شود. همین که عروس نزدیک خانهٔ داماد رسید از رفتن خودداری می‌کند و خلعت می‌خواهد، به ناچار خانوادهٔ داماد گوسفندی، بره‌ای یا میشی پیشکش می‌کنند تا عروس راضی شده، از مرکب پیاده شود. در آستانهٔ در خانه یا چادر، گوسفندی را زیر پای عروس قربانی می‌کنند. رسم چنین است که خون این حیوان تخت کفش عروس را رنگین کند تا قدمش با شگون و پر خیر و برکت باشد. حجله یا چادر عروسی عموماً سفید است تا هم نشانهٔ مشخص چادر عروس و داماد باشد و هم نشانهٔ سفیدی بخت و اقبال. موقع ورود عروس به چادر در کنار آن آتش برپا می‌کنند و عروس قبل از ورود به حجله باید دور آتش بگردد. داماد نیز در گوشهٔ دیگری آتش روشن کرده و هفت تخم‌مرغی را که قبلاً تهیه کرده و در دستمالی نگهداشته‌است، به سر عروس و دیگر همراهان می‌ریز و بدین ترتیب عروس و داماد به حجله می‌رود. در حجله، پدر داماد (ساقدوش)، عروس و داماد را دست به دست می‌دهد. یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عده‌ای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا می‌روند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا می‌دانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل می‌شوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گله‌داران دریافت و برای داماد می‌آورند.

بلوچ

مردم بلوچ در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچه‌ای را جلو داماد سوار بر شتر می‌نشانند سپس با سردادن ترانه‌های شادی به اسم هالی داماد را به طرف آب می‌برند پس از غسل دادن و حمام داماد و پوشاندن لباس بر تن داماد که هدیه‌ای از خانواده عروس می‌باشد و پس از جاری کردن صیغه عقد بین عروس و داماد آنها وارد حجله شده و سه شبانه روز در حجله می‌مانند.

زنجان

عروسی و رسم آن، در استان زنجان، از اهمیت خاصی برخوردار است. از نظر آداب و رسوم، به طور کلی، دو نوع ازدواج وجود دارد:

  • هب: این گونه‌است که عروس همراه با داماد بدون هیچ نوع اطلاع قبلی، منزل پدری را ترک می‌کند و پس از چند روز، پدر دامان همراه با ریش سفیدان محل به خانه عروس می‌روند و پس از شرح ماجرا، به هر تقدیر، پدر عروس را راضی می‌کنند و نامه‌ای تحت عنوان ((وکیل نامه)) جهت عقد ازدواج رسمی دریافت می‌نمایند.
اشتراک گذاری در:

تبادل نظر

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz